سفارش تبلیغ
صبا
برادرت را با نیکویى بدو سرزنش کن ، و گزند وى را به بخشش بدو به وى بازگردان . [نهج البلاغه]


ارسال شده توسط جلال یقموری در 88/8/22:: 4:7 عصر

 

 

رسواترین خلیفه بی هوش و جان منم

گلواژه‌های فکر تو پر کرده دامنم

 

از اشتیاق لحظه دیدار بیخودم

گم کرده دست و پا، که سرم ، پا ، و یا تنم

 

 

در کوره نگاه مرا آب کرده‌ای

جانا نظر مدار که از جنس آهنم

 

از اضطراب هجر تو دارم علامتی

ناخن که میجوم مژه‌ام را که میکنم

 

تنهاترین پرنده بی آسمان منم

 پر از میان این قفس این‌بار میزنم


کلمات کلیدی : غزل، عاشقانه

درباره
صفحات دیگر
آرشیو یادداشت‌ها
لینک‌های روزانه
پوندها